ان کس میگفت   دوستم داره عاشق نبود که به شوق من امده باشد بلکه رهگذري بود كه روي برگهای خشک پاییزی راه میرفت وصدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان میکردم میگویید دوستت دارم

در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر به اوج برسی کوچک تر خواهی شد  مهران مدیری

سکوت را به باران هدیه کردم             تمام زندگی را گریه  کردم

    نبودی در فراق شانه هایت            به هر خاکی رسیدم تکه کردم