قصه ی من

                                             بسم الله الرحمن الرحیم                                                

اشک هایم همدم دیرین من ...........این هم قصه ی شیرین من

همیشه منتظر همیشه غمگین وشاید ناراحت ..مهران مدیری

علتش چیست؟؟؟؟؟؟

باز گریه  با اه و نال۰

زجه های مرد خانه.......میرود تا اسمان ها

اندكي هم جاودانه

شايد بيميرم ز خانه علتش ..عشق بچگانه

دخترک تنها

دخترک تنها میان در و غم نشسته بود

اما ....مهران مدیری

اشکش تمم شده بود راهی نداشت جز فکر..

فرار کرد از خونه ..

افتاد تو دام مردها....

همان کسانی اماده بود  زود با یک صدای سوت

همان لحظه شد دور از خانواده  علتش چی بود؟عشقه بچه گونه

 

رفیق لحظه های من

رفیق لحظه ها همش تنهایی بوده

خدایا تنهایی عجب نعمت بزرگیه

ولی ما قدر اون رو نمیدونیم مهران مدیری

عاشق بودن هم مشگلیه برای خودش

ای خدا تمام عاشق ها رو به عشقشون برسون........

دگر راهی ندارم جز در ودل با بنجره ....عشق من خدای منه این عشق بهتره

تـــــــــــــــــــــــــــوبـــــــــــــــــــــــــه✓

امان امـــــــــــــــــــــان از ان روزي كه شيپور به صدا در بيايد وما حرفي براي گفتن نداشته باشيم همه ي خوبي ها بدي ها با هم شوند اسمان رعدوبرق زندو زمين شكاف بردارد و ما مهران مدیریسراسيمه و حيران گرفتار غضب الهي شويم در همين دنيا هر چقد ميتوانيد اعمال خود را افزايش دهيم وبه فكر اخرت باشيم هر چقد بدي كنيم يه لحظه فقط احساس ميكني ولي يك عمر حيران و سرگردان ميشويم همين حالا تـــــــــــــــــــوبه كنيد زيرا خداوند توبه كننده گان را دوست دارد