دو تا رفیق
دو تا رفيق عاشق يه دختره ميشن ،دختر ميگه دوتا جام می اورم تو یکی شربت و تو یکی دیگه زهر میریزم هر کدوم که شربت رو برداشت با من ازدواج میکنه و اونی که زهر رو بر داشت میمیره
رفیق اولی میخوره میگه به سلامتی این که بمیرم و رفیقم به عشقش برسه 
دومی هم میخوره ومیگه به سلامتی این که بمیرم و رفیقم به عشقش برسه
دختره که میدونست اینا دوستن زهر راتوجام خودش میریزه میخور به سلامتی این که رفاقت این دو نفر به هم نخورهILovE you سلامتی همه رفیقای بامرام
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 14:15 توسط عبدالرشيد
|